
خلق تصاویر دیدنی روی شیشه ی عقب اتومبیل اون هم فقط با استفاده از گرد و خاک!!!
((برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید))
8 صبح: تو رخت خواب.....
9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب
اومده زحمت در آوردنشم نکشیده....
10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه (الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)
11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی.............(اگه نه که باز خوابه)
12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال 199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و.........اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!
1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ....علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)....ا...مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه
2 ظهر:ماماااااااااااااان .....ناهار
3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟
4عصر: مامااااااااااان ....سوییچ؟؟
5 عصر: اولین اتو...(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)
6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است....امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد...)
7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ....)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه ...
8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ....چه زود دیر می شود....!!!
9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند.....
10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه...
2شب: مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت .... چقدر برای پاایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)


از آنجا که اين روزها تب فوتبال بالا گرفته و ما صرفا دچار نوعي جوگيري حاد شده ايم، چاره اي نداريم مگر آداپته کردن خودمان، مطابقت سليقه مان و طرز تفکرمان با فوتبال و تازه مي توانيم جيغ هاي فوتبالي بکشيم و نظريه هاي فوتبالي هم ارائه دهيم، کلان کلان. اما از آنجايي که "متفاوت بودن" مثل زگيل روي نوک دماغمان، آن هم دماغ پيش از عمل نشسته، بنابراين حرفهايمان را فوتباليزه مي کنيم.
(اين روش جديدي است براي آغشته کردن هر چيزي به کمي فوتبال و بسياري تب)
در زمين فوتبال دختران مثل همه زمين هاي فوتبال، تعدادي بازيکن داريم که دنبال توپ مي دوند. براي جلو زدن از هم از هيچ تلاشي دريغ نمي کنند (ديده اي دخترها قبل از امتحان به جان همه رفتگان و ماندگان فاميل قسم مي خورند که چيزي نخوانده اند و امتحانشان را خيلي بد داده اند، اما دست آخر بيست مي گيرند؟)
دخترها کنار هم مي دوند، از کنار هم که رد مي شوند، لبخند مي زنند، حتي قربان صدقه هم مي روند، اما براي رسيدن به هدف نهايي با هيچ کس شوخي ندارند، حتي خودشان. تازه اين اول ماجراست. ![]()
در زمين اتفاقات زندگي، دختران توپ را زير پاي خودشان نگه نمي دارند، مدام يا حمله مي کنند يا دفاع. دختران ذاتا هافبک هستن
تازه استراتژي حمله و دفاعشان زمين تا آسمان فرق دارد. براي همين است که مي توانند چنان معجون اشک و لبخندي تحويلتان دهند که درجا مثل ديرک دروازه خشک شويد!
دختران گاهي هافبک وسط تشريف دارند، يعني بدون تعارف وسط زمين ايستاده اند و مثل نقل و نبات توپ پخش مي کنند.
برايشان مهم نيست گل را کي بزند و خانوم گل چه کسي بشود. آنها توپ را پاس مي دهند، خوره توپ و گل ندارند، چرا که با دسته گلي کلا مجاب ميشوند! دختران دفاع که مي کنند، محشر مي شوند. گاهي براي خراب کردن بازيکن حريف، سريشم شدن را در پيش مي گيرند و چنان گيري مي دهند که بيا و ببين. دفاعشان مدل يارکوبي دارکوبي است. نوک که مي زنند دست بردار نيستند. چنان بازيکن حريف را مي پيچند که اشکش دربيايد. ![]()
برايشان مهم نيست آنها توپ را شوت کنند و ديگران آقاي گل بشوند.
The Girls آن قدر سخاوتمند هستند که اين گونه مفيد، The Others محترم نسبتا مطلوب را "گل شاد" کنند و توي ذوقشان نزنند و بابت زحمات بي دريغ سرشان منت نگذارند. (چون به قدر کافي ژل و روغن روي سر و صورت The Others سنگيني مي کند). راستي تا يادم نرفته بگذاريد از دروازه باني دخترها بگويم. دخترها مثل شير در دروازه ها مي ايستند. چشم هر مهاجمي را با ناخن از ته درمي آورند و مي گذارند کف دستش. اگر دختري دندان قروچه کرد، مطمئن باشيد که توي دروازه ايستاده و به هيچ وجه خيال ندارد نفوذي ها را بپذيرد، چه توپ باشند يا نباشند ![]()
دختران بي نظيرند. آنها در فوتبال زندگي به مربي فني و پزشک مراقب نياز دارند، اما بابت نداشتن آنها خم به ابرو نمي آورند. آنها زمين که خوردند خودشان از جا بلند مي شوند و خودشان زخم هايشان را مداوا مي کنند. دختران براي بازي در جام جهاني زندگي يک عمر رژيم مناسب توقع مي گيرند. مدام مراقب وزن خواسته هايشان و تناسب آن با قد داشته هايشان هستند.
اگر روزي فکر کرديد که دختري دارد طاقچه بالا مي گذارد، مطمئن باشيد که به همبازي اش اعتماد کافي ندارد. مطمئن نيست شما داريد رول بازي مي کنيد و داور را نخريده ايد. شايد مطمئن است شما جزو آنهايي هستيد که کنار زمين مي نشينند و فرياد مي زنند و مطالبه ميکنند. پس لطفا خودتان را اصلاح کنيد! خيلي زود پيش از آن که کار بکشد به وقت اضافه و پنالتي، چون دختران محشرترين پنالتي زن هاي دنيا هستند. ![]()
روش جوادي: يه بار يه جايي که توي ديد طرف باشه و بتونه با دو تا شليک خودشو بهت برسونه يهو غش مي کني و ولو مي شي کف زمين.پس از چند دقيقه هذيون گفتن راجع به اينکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاريت اما تو نمي خواهي به اون شوهر کني/ مثلا به ضرب آب قند به هوش مي آيي و وقتي چشمت به طرف مي افته يهو بغضت مي ترکه و د گريه. وقتي خوب گريه هاتو کردي و پاشدي که بري طرف کلي اصرار ميکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه مي افتي که بري اما يجوري راه مي ري که مطمئن بشي طرف مي تونه تا خونتون تعقيبت کنه... تا اينجا تو کار خودتو کردي اما از اينجا به بعدش ديگه با اوس کريمه.
روش ياهو مسنجري: اين روش اخيرا کاربرد زيادي پيدا کرده و عمدتا هم به خاطر اينه که لازم نيست مستقيم توي چشماي طرف نگاه کني و اين براي آماتورها هم کمک خبلي بزرگيه.از ايکونهاي گوگولي مگولي هم مي توني براي رسوندن مفهوم استفاده کني.اما بديشم اينه که بعضي وقتها توي چت يه سو تفاهم هايي پيش مي آد که خر بيار و باقالي بار کن!! نکته:اين روش فقط وقتي کاربرد داره که مطلب بطور صريح ادا بشه اما به علت اينکه هيچ موجود اناثي اصولا اين کاره نيست پس بهتره که اصلا قيدشو زد!
روش بچه خر خوني: همون داستان جزوه و اين که خودت واردي. نکته:متاسفانه از اونجايي که مجموع دو متغير زيبايي و خر خوني در مورد دختر جماعت هميشه يه مقدار ثابته بنابراين بهتر که روي اين روش خيلي حساب نکني!
روش خرکي: جلوي يکي از اين لندکروز سياهها بوسش مي کني که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار مي کني.
روش مذهبي خفن: چهل شب جمعه جلوي در خونتون رو جارو مي کني و آجيل مشکل گشا پخش مي کني . تو ي اين مدت به هر چي امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل ميشي و نذر مي کني که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقي يه شمع روشن کني ...ايشالا که حاجتتو ميگيري. نکته:خواهر التماس دعا(براي زدن مخ امير اين روش توصيه ميشه)
روش از ما بهتران: لازم نيست کاري بکني. فقط انتخاب کن!
روش بچه مثبت: طرف و به يه کافي شاپ دعوت مي کنيو اونجا خيلي معقول و منطقي مساله رو بهش مي گي.اونم احتمالا يه فرصتي مي خواد که فکر کنه و بعدشم ايشالا که بعله رو مي گه. نکته:تا حالا چيزي خنده دار تر از اين شنيده بودي؟
روش عرفاني: ميري لب چشمه که آب بياري مي بيني از قضا اونم انجاست.يه جوري که انگار حواست نيستپات مي خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشير مي شه.بعد لپات گل مي اندازه و با عجله کوزتو پر مي کني و ميري. اينجاست که طرف با خودش فکر مي کنه: اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشکست ليلي خلالصه خيالت تخت باشه که کارت درسته! نکته: اين روش در طي تاريخ امتحانشو بخوبي پس داده و بنا براين بسياري از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشي شدن آب بوجود اومده .
روش لوس گري: يه دفعه يه سوسک مي بيني و بنا ميذاري به جيغ! آ ي جيغ نکش کي بکش.طرف هم که وضع و اينطور مي بينه به هر قيمتي شده سوسک و به ديار باقي مي فرسته. حالا تو همچين تحويلش مي گيري که انگار شير شکار کرده! و بعدشم مثلا از ترس سوسک يه مدتي خودتو بهش مي چسبوني و ازش جدا نمي شي! اگه کارا تا اينجا خوب پيش بره ما بقيش تضمين شدست (نكته:برادارايه عزيزهميشه سوسك همراتون باشه).
روش شهرستاني: يه بار با چشم گريون و تن لرزون طوري که طرف بشنفه براي دوستت درد دل مي کني که چطوري وقتي داشتي مي اومدي يه پسره ي چشم نا پاک تو رو ديد زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقي مي زني زير گريه. اينجاست که ديگه رگ غيرت طرف باد مي کنه و حساب يارو با کرام الکاتبينه! نکته: اگه کار به خون و خونريزي نکشه مي توني روي موفقييت حساب کني. اما اوصولا زندگي با اين آدم توصيه نمي شه.
اگر شما پسري هستيد طالب قرتي بازي هاي دخترانه!، نکات زير را جهت دختر شدن، البته به طور آزمايشي، رعايت کنيد:
ابتدا بايد ريش و سبيل خود را، البته اگر داريد، (ريش و سبيلو مي گم بابا!) به سطل خاکروبه بسپاريد. هر چند که با زدن سبيل خود، نمي توانيد درست راه برويد!
اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آوريد. از جمله ابروها را صفا دهيد! که البته اين نکته امروزه لازم به ذکر نمي باشد. زيرا شما معمولا از قبل، اين كار را كرده ايد!
حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود برويد. سعي کنيد قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کنيد!
در آخر يک مانتو که از شدت تنگي به کيسه ي مارگيري شباهت دارد به تن کنيد. هر چه تنگ تر، اندام ضايع شما زيباتر!
روسري ترجيحا تيتيش خود را سر کنيد و آماده خروج از خانه شويد.
کفش پاشنه بلند در اينجا نقش مهمي ايفا مي کند. هر چند که شما با پوشيدن يک کفش پاشنه دار مثل شترمرغ راه خواهيد رفت!
حالا شما در خيابان هستيد!
هنگام راه رفتن سعي کنيد به کل بدن خود پيچ و تاب بدهيد! بهتر است براي بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنيد!
و نکته بسيار بسيار مهم «عشوه شتري» است! شما بايد سعي کنيد براي کل ملت که در خيابان هستند پشت چشم نازک کنيد!
اگر کسي احيانا از شما ساعت پرسيد، صداي دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنيد:
ببخشيد خانوم، ساعت چنده؟
اييييييييييش! دو و ربــــــــــع! واااااه!
شما هنگامي که در خيابان راه مي رويد لغات عاشقانه بسياري را مي شنويد و مسلما حال مي کنيد!
به منظور جلوگيري از حال کردن بسيار شما با دختر شدن، از ادامه اين آموزش معذورم... ![]()
ممنون از توجه شما 
من نشنیدم که توی ایران قانونی باشه در خصوص حرف نزدن با موبایل توی پمپ بنزین. ولی گویا توی کشورهای دیگه این قانون هست. حالا دلیلش :

((برای دیدم این آزمایش به ادامه مطلب بروید))
عكس هديه ي 1 ميليون دلاري امير امارات به بوش
شيخ محمد بن زايد آل نهيان، امير دولت امارات متحده عربي، يك عدد پرنده شاهين از نوع چشم سياه به رسم يادبود، به رئيس جمهور آمريكا اهدا كرد.
به گزارش سرويس بين الملل سايت خبري ايران به نقل از رويترز(، اين نوع شاهين بيش از يك ميليون دلار ارزش دارد.
اين نوع شاهين چشم سياه كه وحشي ترين نوع باز شكاري است، مورد توجه ثروتمندان عرب است.
گفتني است نماد حزب محافظه كار آمريكا نيز پرنده باز است و اين كادو رئيس جمهور آمريكا را حيرت زده كرد.






این بخش شامل عکس های جدیده که روز به روز میزارم براتون

((برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید))
مدل فاشن ۲۰۰۹
در قسمت نظرات خوش تیپ ترین ۳ نفر را انتخاب کنید جایزه ی نفیسی به شما اهدا خواهد شد
الکی

علي محمد ياري(دارنده مدال نقره پارالمپيك پكن) گفت: با مسافركشي با يك پرايد اقساطي براي حضور در پارالمپيك آماده شدم؛
وي همچنين گفت: تنها در ديدار با وزير اطلاعات، با اهداي دو سكه بهار آزادي، از ما تقدير كرد تا يادمان نرود در پكن مدال كسب كرده ايم.
كمي تعجب مي كنيم، كمي سرمان را مي خارانيم و به ياد مي آوريم وعده هاي دادن چهل پنجاه سكه به نفرات برتر را!
گفتني است، يكي از آگاهان گفت كه آن وعده ها تنها براي بالا بردن روحيه ورزشكاران بوده و هيچ گونه ارزش ديگري نداشته و قابل ترجمه شدن نيز نمي باشد
يكي ديگر از آگاهان نيز به مسؤولان ورزشي كشور پيشنهاد كرد، المپيكي ها را نيز به وسيله مسافركشي آماده كنند، تا شايد آنها هم بتوانند همچون پارالمپيكي ها نتايج درخشاني بگيرند.
همچنين يكي از كارشناسان ورزشي گفت: بهتر است فوتباليستهاي پيروزي و استقلال را هم به وسيله مسافركشي براي بازي هاي آينده آماده كنيم، بدين وسيله شايد مشكلات مالي اين دو تيم نيز پايان يابد و مجبور نباشيم كه چهار ميليارد، چهار ميليارد به اونها كمك كنيم
۲- علي دايي گفت: افرادي كه به تيم ملي دعوت مي شوند، اگر از حضور در اردوي اين تيم سرباز زنند، جايي در تيم ملي نخواهند داشت؛ وي ادامه داد: تا من هستم، كريمي جايي در تيم ملي ندارد.
يكي از آگاهان پيش بيني كرد كه علي دايي پس از شنيدن خبر نيامدن كريمي به تيم ملي نفس راحتي كشيده و گفته : آخيش!
توضيح ضروري: مكالمه زير هيچ ربطي به دعوت شدن علي كريمي به تيم ملي ندارد.
* ديگه نميشه دعوتش نكرد.
ببخشيدا، به قولي چرا نميشه؟!
* آخه اين روزا داره خيلي خوب بازي مي كنه، بازي با استقلالش رو كه ديدي، اين هفته هم سه تا گل زد.
** ببخشيدا، زده كه زده، مگه هر كي گل زد و خوب بازي كرد بايد دعوتش كنم؟!
* ما ديگه نمي تونيم جواب افكار عمومي رو بديم، بعدش هم بهت قول ميدم اگه دعوتش كني نمي ياد تيم ملي!
** ببخشيدا، حالا اگه اومد، به قولي ما چكار كنيم؟!
* نمي ياد، بهت قول مي دم.
** ببخشيدا، از الان گفته باشم، اگه هم اومد همه بازي ها نيمكت نشينه ها
!
۳- علي كفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال ايران: فوتباليستهاي زن ايراني لژيونر مي شوند.
در همين راستا يكي از آقايان(كه روي سرش كمي باد كرده بود و خودش مي گفت، زمين خورده و فرزندش مي گفت كه مامان با ملاقه زدش) به خانمش گفت: خانم بيا تو هم برو فوتباليست شو، شايد لژيونر بشي! گفتني است كه اين آقا آرزو كرده كه اي كاش در كره مريخ هم فوتبال برگزار مي شد و مادرزنش هم در آن جا لژيونر مي شد!
۴- پايگاه خبري فدراسيون تكواندو ايران هك شد.
بر اساس برخي شنيده ها، رئيس فدراسيون تكواندو در پيامي خطاب به هكري كه سايت را منهدم كرده است، گفت: زورت به سايت مي رسه؟! اگه مردي يه جا قرار بزاريم، اون وقت ببين كي هك مي شه؟!
۵- مديرعامل باشگاه استقلال تهران از كمك چهار ميليارد توماني رئيس جمهور به دو باشگاه استقلال و پرسپوليس خبر داد.
يكي از آگاهان گفت: نوش جونتون!
يكي از آگاهان نيز گفت: يادتان هست مديرعامل باشگاه استقلال در مراسم معارفه گفته بود كه استقلال و پرسپوليس مانند تيمهاي دولتي بودجه ندارند و به صورت قطره چكاني به آنها پول تزريق مي شود.
در همين زمينه همان آگاه گفت: مفهوم قطره چكان را به وسيله تك تك سلولهاي بدنمان درك كرديم

اگر این خانوم را در حال گردش در سمت چپ می بینید شما از سمت چپ مغز خود استفاده می کنید

باستر سیمکوش :
درسال 1995 به 541 کیلو وزن میرسه ولی یه رژیم لاغری شدید میگیره و میشه 97 کیلو ! نکته ی جالب اینه که 20 کیلو پوست اضافه میاره که بعد از لاغری ازش یه کت میدوزند !!!!
بدنیا آمدن یک موجود خیلی عجیب در تایلند!!
اهالی محلی مقیم تایلند ادعا می کنند که یک Buffalo (گاومیش) عجیب و غیر قابل شرح متولد شده !

ادامه مطلب:::.......
ارامش خود را حفظ کنید مثل لاک پشت بشینید ، مثل کبوتر با نشاط راه بروید و مثل سگ بخوابید . اینها راز عمر طولانی لی چینگ یون (Li Ching Yuen )' است که انها را در قلب نصیحت به ما می دهد . چیز زیادی در مورد این مرد مشخص نیست . او در همان روستایی که به دنیا امد در سال 1993در 256 سالگی فوت کرد در حالیکه 23 همسرش قبل از وی مرده بودند . وی تا ان زمان180 فرزندش را بزرگ کرده بود .

مجموع دیدنی ۵۰ تم از بهترين تم هاي سوني اريكسون كه خيلي باحاله(براي اون كساني كه موبايلnokia ندارن)
امروزبراتون اموزش فتوشاپ گزاشتم حتماببینید
یکی از مشکلات معمول کاربران ، پرینت کردن صفحهای از وب است که ناخواسته منجر به چاپ صفحات اضافی میشود. این موضوع ممکن است به علت پاورقیهای یک برگه یا درشت بودن خطوط متن باشد که در نتیجه باعث میشود پرینتر به صفحه دومی احتیاج پیدا کند. مسئله دیگری که ممکن است پیش آید، اندازه صفحه میباشد که در این صورت در صفحه اول تنها چند عنصر شاخص مسیر را خواهید دید و بقیه به صفحه دوم انتقال خواهند یافت و یا از بین خواهند رفت. اگر برای مرور صفحات وب از مرورگر موزیلا فایرفاکس استفاده میکنید حل این مشکل برای شما بسیار ساده خواهد بود. در این ترفند به شما خواهیم آموخت که چگونه میتوانید توسط فایرفاکس راحتتر و صحیحتر چاپ کنید.
برای اینکه بتوانید قبل از چاپ یک صفحه، مسائل مربوط به ظاهر پس از چاپ آن را کنترل و یا اصلاح کنید ، فایرفاکس عملکردهایی با نامهای Print Preview و Page Setup را در اختیارتان قرار میدهد. این عملکردها در منوی File جای دارند.
توسط Print Preview میتوانید جلوهای از صفحه پس از چاپ را در صفحه مانیتور ببینید و توسط Page Setup نیز قادر خواهید بود در صورت لزوم تغییرات مورد نظر خود را در صفحه انجام دهید.
بیشتر اوقات استفاده از این عملکردها باعث این میشود که با استفاده از کوچک کردن صفحه کمتر از 100 درصد، بتوانید از هدر رفتن یک صفحه اضافی جلوگیری کنید. تنظیم و ظرافت آخر را در پنجره مربوط به پرینت که توسط کلیک کردن منوی File و سپس Print پدیدار میشود میتوانید انجام دهید.
دسترسی به این قسمت یا از طریق گفته شده در بالا یا از طریق نماد مربوطه در صفحه و یا ترکیب کلیدهای Ctrl+P ممکن خواهد بود. در قسمت یاد شده میتوانید بخشی را که خواستار چاپ آن هستید مشخص کنید. علاوه بر این میتوانید تنظیماتی از خود پرینتر را نیز دیده و یا اصلاح کنید.
با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم،
ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می ایی تا لی لی بازی کنی
و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی قنج می رود. ان روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی که ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت می اید. من از تو خیلی دلگیر می باشم از بس عباس اقای بقال محله لپ تو را کشید که ''کوچولو چی می خوای؟'' و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود. من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که ''چه خوشگل شدی امروز'' و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می اوری و من ''دلم تنگه برادرجان'' می خوانم و با سوزیدنم می سازم. ان یکی روز که معلمتان ''من بادام دارم'' درس داد و تو گریان امدی که ''دلم بادام می خواهد'' من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی و نفهمیدی که من به چه دلهره از اجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و اقاهه به من گفت:'' فسقلی الدنگ!'' تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد و به زودی با هم همسر می شوند و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند....'' خانم معلم می گوید:'' تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!'' من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد اموزی می گوید از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم می گوید:'' من رفتم. به بابایت سلام برسان بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه !! جالب بید