داستان و ماجراهای خنده دار(طنز): دانشجو در ملل مختلف
ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را میشکند
هند : او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش کهسالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیشمی آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام میشود
عراق : مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس میخواند
چین : درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهمقیمت جنس اصلی می فروشد
گینهبی صاحاب!! : او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه? برو بچ هم قبیله ای درس بخواند
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را میکشد
انگلیس : نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرضمی شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس میخوانند
:ایران عاشقتخم مرغ استسرکلاسعمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند ! ? عاشقعبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس ! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هرروز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید ! او سه سوته عاشق می شود ! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشقشدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولیهنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولیخانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق وحال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراضاست
نويسنده
: نويد | تاريخ : 2008/10/5
داستان و ماجراهای خنده دار(طنز): @#* رفتار های خطرناک برای دختران و پسران*#@
رفتار که هر رابطه ای را از بین می برد
پیدا کردن کسی که بتوانید رابطه خوبی را با او ادامه دهید واقعاً یک نعمت است. وقتی با این فرد خاص وارد رابطه شدید، همیشه یادتان باشد که احترام به حریم شخصی و حفظ اعتماد برای بقای یک رابطه سالم از ضروریات است. اگر برخی حد و مرزهای رفتاری که اعتماد طرف مقابلتان را خدشه دار می کند، نادیده بگیرید، آسیبهای جبران ناپذیری به رابطه تان با او وارد می کنید.
من بعنوان یک راهنما و مشاور در زمینه دوستیابی هیچوقت قوانین سخت و سریع را برای روابط توصیه نمی کنم. با این وجود در این مقاله برخی از رفتارهایی را برایتان عنوان می کنم که بدون شک هر نوع رابطه ای را از بین خواهد برد. پس برای اینکه به شما کمک کنیم دیوار اعتماد رابطه تان را خراب نکنید، در زیر به 6 رفتار بسیار زیان آور برای رابطه اشاره می کنیم که تا می توانید باید از انجام آن دوری کنید:
1) کاوش در اطلاعات خصوصی
اگر شک کرده اید که طرف مقابلتان به شما خیانت می کند، آیا این اجازه را به شما می دهد که ایمیل های خصوصی او را چک کنید؟ یا پیام های گوشی همراهش را بخوانید؟ یا پروفایل شخصیش را وارسی کنید؟ پاسخ همه این سوال ها منفی است.
هیچوقت به هیچ قیمتی نباید درایمیل ها، اس ام اس ها و شماره های طرف مقابلتان کاوش کنید. بااینکار نه تنها اعتماد او را به خودتان از بین می برید، بلکه اعتماد او را به همه آن کسانیکه ایمیل ها و اس ام اس ها را برایش گذاشته اند خدشه دار می کنید.
2) گفتن دروغ مصلحت آمیز
دروغ گفتن در یک رابطه تحت هر شرایطی بد است، گرچه همه ما همیشه اینکار را انجام میدهیم. اینکه برای جلوگیری از ناراحت شدن طرف مقابلتان به او دروغ بگویید، شاید به نظرتان تصمیم عاقلانه ای بیاید. اما واقعیت این است که وقتی آن دروغ برملا شود، که همیشه غیرقابل پیشگیری است، با اینکار چاله ای عمیقتر برای خودتان خواهید کند. وقتی گرفتار چنین موقعیتی شوید، بخواهید و نخواهید طرفتان را آزرده خاطر خواهید کرد و همه آنچه سعی داشتید با دروغ گفتنتان از آن جلوگیری کنید، به خاطر این فریبتان، حتی بدتر هم اتفاق می افتد. توصیه من این است که همیشه و در همه شرایط با طرفتان روراست و صادق باشید.
3) جاسوسی کردن
هیچوقت نباید در وسائل خصوصی طرفتان (مثل کمدش، کیف پولش، دفترچه حساب پس اندازش و ...) کنکاش کنید. علاوه بر این، هیچ طوری نمی توانید این کنجکاوی را برایش توجیه کنید. مهم نیست که به چه چیز شک کرده باشید، برای تایید یا رد آن شک نباید در وسائل شخصی طرفتان جاسوسی کنید. وسائل شخصی او جزء حریم خصوصی او هستند و باید خصوصی و محرمانه بماند مگراینکه خودش به شما اجازه دیدن آنرا بدهد. این رفتار یکی از مخرب ترین رفتارها برای برهم خوردن روابط است که به کلی اعتماد طرف مقابل را به شما خراب می کند و باعث می شود او دیگر هیچوقت نتواند به شما اعتماد و اطمینان کند.
4) بازی کردن نقش کارآگاه های خصوصی
یکی دیگر از راه های بدی که مردم سعی می کنند برای تایید رفتار مشکوک طرفشان از آن استفاده کنند این است که با تلاش برای گرفتن مچ طرف حین انجام آن عمل، نقش کارآگاه های خصوصی را بازی می کنند. این رفتار چه با رفتن در خانه او، در باشگاهش با محل کارش برای مطمئن شدن از بودن اتومبیلش در آنجا باشد یا دنبال کردن او با ماشین، عملی است که تحت هیچ شرایطی نباید مرتکب شوید. حتی اگر کاملاً مطمئن هستید که طرفتان چیزی را از شما پنهان می کند، تعقیب کردن راه پی بردن به آن نیست. اگر او متوجه شود که چندین و چند ساعت او را با ماشین دنبال می کرده اید مطمئناً هیچوقت دیگر به شما اطمینان نخواهد کرد.
5) فرستادن دیگران برای انجام دستوراتتان
هیچوقت از یک دوست یا هر کس دیگری نخواهید که برای شما درمورد او اطلاعات جمع آوری کند. این یعنی هیچوقت کسی را نفرستید که دور و بر او بپلکد، حین کار از او عکس بگیرد، به تلفن ها و مکالمات او گوش دهد و از رمز و راز او شما را باخبر کند. همه اینکارها نه تنها اعتماد طرف مقابلتان را به شما از بین می برد بلکه بی اعتمادی شما را هم به او آشکار می کند.
6) چک کردن مداوم
یکی از مهمترین راه هایی که نشان می دهد شما به کلی به طرفتان بی اعتماد هستید، رفتارهای پارانوئیدی و وسواسی است. بااینکه تماس گرفتن با طرفتان به طور مرتب مسئله ای کاملاً نرمال است اما اگر پشت هم به او زنگ بزنید و او را چک کنید که کجاست و چه می کند اصلاً خوشایند نیست. مثلاً اگر طرفتان نتواند چند ساعت تلفنش را جواب بدهد و بعد که به گوشی همراهش دسترسی پیدا کرد ببیند که 50 بار با او تماس گرفته اید، نه تنها در نظرش فردی وسواسی جلوه می کنید که به زمین و زمان شک دارد، بلکه نشان می دهد که هیچ اعتمادی هم به او ندارید.
پس اگر خدای ناکرده به طرفتان مشکوک شدید که چیزی را از شما پنهان میکند، به جای اینکه مخفیانه به دنبال پاسخ آن بگردید، رک و راست با او در این رابطه صحبت کنید. حتی اگر دفعه اول که از او خواستید، نخواهد که به شما جواب درستی بدهد، بار دوم یا سوم این احتمال وجود دارد که شانس حرف زدن در این مورد را با او پیدا کنید. یادتان باشد اگر افکارتان را آزادانه با او درمیان بگذارید خیلی بهتر از آن است که بفهمد یکی از رفتارهای بالا را مرتکب شده اید.
مهم نیست که چقدر عشق در رابطه تان وجود داشته باشد، اگر اعتماد نباشد، این عشق ماندگار نخواهد بود. از بین بردن اعتماد هیچوقت رابطه را جلو نمی برد. درواقع، بااینکار فقط موجب برهم خوردن رابطه می شوید. نکته آخر که ذکر نکردم بدترین رفتاری است که هر رابطه ای را به نیستی می کشاند و آن هم خیانت است
نويسنده
: نويد | تاريخ : 2008/10/5
داستان و ماجراهای خنده دار(طنز): یک پسر خوب چه کسی است ؟؟؟ !!!!!
1.يه پسر خوب تنهايي ميره سينما 2.يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره 3.يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده! 4.يه پسر خوب تو کلاس دانشگاه تا شعاع 3 متري هيچ خانومي نميشينه 5.يه پسر خوب پس از اتمام صحبت گوشي تلفن رو بوس نميکنه 6.يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ لب رو صورتش ديده نميشه 7.يه پسر خوب بعد از شنيدن اسم جنيفر لوپز استغفرال.. ميگه 8.يه پسر خوب بعد از سوار کردن يه خانوم خوشگل باهاش حرف نميزنه!!
((واقعا به این خندیدی))
نويسنده
: نويد | تاريخ : 2008/10/5
داستان و ماجراهای خنده دار(طنز): ماجرای سه ایرانی باهوش و سه آمریکایی
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.
همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.
بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند. توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط ، لطفاً !!
نويسنده
: مهرزاد | تاريخ : 2008/10/2
داستان و ماجراهای خنده دار(طنز): تابستان راچگونه گذراندید؟؟؟(خنده دارحتما بخونید)
به نام الله پاسدار خون شهدا که من و پدر و مادر و فامیل هامون را آفرید و با اجازه خانم رشیدی معلم سوم دبستانم(که هنوز هم اون کتکی که بهم زد یادمه) قلم بر میدارم و با رخصت گرفتن از فردوسی بزرگ و سعدی خوش سخن در راهروهای ادب فارسی قدم بر میدارم و انشایی می نویسم با این مضمون:تابستان خود را چگونه گذراندید.(اهم اهم!)
البته همه ما میدانیم که تابستان فصل خیلی خوبی است.ما در این فصل از دیوار باغ های مردم یواشکی بالا میرویم و کلی میوه می خوریم و بعدش کتک میخوریم و خیلی حال می دهد.ما همچنین در این فصل هندوانه و خربزه نیز می خوریم.کلاً ما در تابستان خیلی می خوریم و چاق میشویم چون خیلی بهمان خوش میگذرد. امسال تابستان خیلی خوب بود.چون من خیلی چیز ها خوردم و به غیر از من برادرم نیز از دوست دخترش مهسا ( بابایم میگوید بنویس نامزد) ضد حال خورد و الان هم چیز می کشد و هم قصد انتقام جویی از دختران این دنیا را دارد. بابایم می گوید دخترای این دوره زمونه زرنگ شده اند(البته او به جای کلمه زرنگ یک کلمه دیگری گفت که من به دلیل غیر قابل چاپ بودن به جای آن کلمه از هم معنی اش یعنی زرنگ استفاده کردم) برادرم مدام میگوید دخترا همه نامردن و این چیزی است که من هم میدانم. زیرا یک دختر هیچ وقت نمی تواند مرد باشد همانطور که ما مرد ها نمی توانیم زن باشیم.من فکر می کنم برادرم تازه فهمیده است که دختر ها نامردند چون هی تکرار میکند که یادش نرود! البته من هم از وقتی که رمز کانال های ماهواره مان را پیدا کردم فهمیدم دختر ها نامردن چون یک جاییشان با مال ما فرق دارد!(عمویم تذکر میدهد که وارد جزئیات نشویم)
در تابستان هوا خیلی گرم میشود و یک آبهایی از بدن ما بیرون میزند که به آن عرق میگوییم و بوی آن نسبت مستقیم با سن ما دارد.یعنی هرچه سنمان بالا برود عرق ما نیز بویناک تر میشود که ما کاری به آن نداریم زیرا موضوع انشایمان عرق نیست.تابستان امسال به غیر از بوی عرق بو های خوب دیگری هم داشت و آن بوی دهان بود.امسال تابستان با ماه رمضان ادغام شد و بوی عرق هم با بوی دهان قاطی شد و انسان را در مکان هایی عمومی مثل اتوبوس و مینی بوس حیران و سرگشته و مدهوش میکرد!میدانم الان حال همتان دارد به هم میخورد و چند تایتان هم در دلتان دارید به من فحش های بالای 18 سال می دهید و یعضی هایتان هم در حایکه جلوی دهانتان را گرفته اید مشغول طی کردن راه دست شویی هستید.
امسال یک بوهای دیگری هم آمد که البته این بو را بابایم فهمید و گفت:«این جور که بوش میاد امسال هم نمیریم جام جهانی»من نمیدانم بوی جام جهانی نرفتن چه جوریست اما فکر کنم شبیه بوی جوراب های بابایم باشد چون خانه فسقلی ما همیشه این بو را میدهد!
(در این قسمت به دلیل اینکه فضا داره به شدت بویناک میشه و حتی من نویسنده هم نزدیکه بالا بیارم بحثو عوض میکنم و دیگه کاری به هیچ بویی ندارم و هیچ اشاره ای به برادر کوچک این کودک که 1 سالشه و مدام در حال –گلاب به روتون- خراب کردن پوشکشه نمی کنم- با تشکر ......)
ما امسال تابستان به مسافرت های فراوانی رفتیم.ابتدا به اردبیل رفتیم و در مراسم ختم زندگی پدربزرگمان شرکت کردیم. پدر بزرگم در خانه ما اسم های متعددی دارد.ما بچه ها به او آقا بابایی می گوییم.مادرم به او حاج آقا و پدر جان می گوید.و بابایم به او کفتار پیر، مرتیکه گدا، پیرمرد هف هفو ،فرتوت خسیس و زالوی اقتصادی می گوید! از وقتی که پدربزرگ مرده است بابایم به جای اسم های بالا فقط یک جمله می گوید: فسیل خسیس یه پاپاسی هم برامان نداشت...(البته مامانم الان می گوید اینها را در انشایت ننویس اما من چون نسبت به خواننده های خودم احساس مسئولیت می کنم نمی توانم سانسور کنم)
ما بعد از فوت پدر بزرگ به زاهدان رفتیم.زیرا عمه بزرگم رکورد شکنی کرد و بعد از 20 سال که بچه دار نمیشد موفق شد هفت قلو به دنیا بیاورد. در زاهدان به ما خیلی خوش گذشت.شوهر عمه ام مدام دستش را رو به آسمان می گرفت و دعا می کرد و خدا را شکر می کرد و در بین دعا کلمات «بلای آسمانی» ،« حالا چه غلطی بکنم» و «ایشالا سیل بیاید و هر هفتا را ببرد» را میگفت و بعد محکم دست هایش را توی سرش می کوبید!شوهر عمه ام دیوانه است.این را مامانم می گوید.مامانم به شوهر عمه ام مرتیکه ناشکر ،معتاد مافنگی ،هوس باز، زن باز ، کپر چلاغ وتیمور لنگ می گوید.اما او اشتباه می گوید چون اسم شوهر عمه ام تیمور است.بچه های عمه من خیلی باحال بودند و آن 3 روزی که ما آنجا بودیم اسهال داشتند و صحنه های ماندگاری را از خود به جا می گذاشتند!
بعد از آن بابایمان ما را به شمال برد و در اردوگاه تابستانی مخصوص کارمندان دولت ساکن شدیم.آنجا خیلی خوب بود فقط نمی دانم چرا بابایم جلوی رییس هایش ما را با اسم های عربی صدا می کرد! ما در ساحل آنجا شنا می کردیم و بابایمان هم بچه های رییس اداره اش را به گردش و تفریح می برد و برایشان آدامس و پفک می خرید!
تابستان امسال دایی بزرگ من نیز ورشکست شد.دایی من یخ فروش است و تابستان امسال مغازه او به غیر از 2 ساعت در بقیه زمان ها برق نداشت و بنابراین همه سرمایه های دایی جانم آب شدند و «ما بیچاره شدیم.»این جمله را زن دایی ام در حالیکه سرش را محکم به دیوار می کوبید می گفت.
خلاصه امسال تابستان خیلی به ما خوش گذشت!
می دانم انشای فوق العاده لوس و بی مزه ای شد ولی دیگه ببخشید شما
نويسنده
: نويد | تاريخ : 2008/9/29
داستان و ماجراهای خنده دار(طنز): 7 تكنيك براي شيره ماليدن سر رييس !!!
1- سعي كنيد هنگام تردد در راهروهاي اداره هميشه پرونده زير بغل داشته باشيد: به اين ترتيب به نظر، كارمند سختكوشي ميرسيد كه قرار است در جلسه مهمي شركت كند. كساني كه دستخالي اين طرف و آن طرف ميروند عاطل و باطل به نظر ميرسند و تصور عموم از كساني كه «روزنامه» زير بغل دارند اين است كه از زير كار در ميروند و به جاي آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش ميكنند.
2- براي اين كه به نظر برسد سرتان شلوغ است: از رايانه استفاده كنيد. استفاده از رايانه درنگاه خيلي از كساني كه چشمشان به شما ميافتد مترادف «كار» است در حالي كه شما ميتوانيد فرصت را مغتنم شمرده و ايميلهاي شخصي خود را دريافت و ارسال نماييد، چت كنيد، در مورد موضوعات مورد علاقه خود search نماييد، وبلاگها و سايتهاي مورد علاقه خود را نگاه كنيد و بدون اينكه ذرهاي كار انجام داده باش?د حسابي خوش بگذرانيد و اگر زماني توسط رييستان گير افتاديد (كه حتما گير ميافتيد) بهترين دفاع اين است كه ادعا كنيد در حال يادگيري نرمافزار جديدي هستيد كه به نوعي به كارتان مرتبط است.
3- ميز كارتان را به هم بريزيد: اطراف خودتان را حسابي با اسناد، جزوات و اوراق پركنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده ميشود مهم است. اگر ميدانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم وگور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.
4- از منشي تلفني استفاده كنيد و حتيالمقدور به تماسها پاسخ ندهيد: افراد براي اين كه چيزي به شما بدهند با شما تماس نميگيرند، آنها تماس ميگيرند تا شما برايشان كاري انجام دهيد و فقط بلدند براي شما دردسر بسازند و اين منصفانه نيست!!!!
5- ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد: ظاهر پريشان شما رييستان را متقاعد ميكند كه سر شما حسابي شلوغ است.
6- كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار ميكنيد: هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رييستان در اداره است. ميتوانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات، كتابها و سرگرميهاي اين چنيني كه هميشه قصد مطالعهشان را داشتيد ولي فرصت نكردهايد استفاده كنيد.
7- آه بكشيد: زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار ميكنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام ميدهيد آنها را تحت تاثير قرار خواهد داد.
نويسنده
: نويد | تاريخ : 2008/9/17
داستان و ماجراهای خنده دار(طنز): اگر المپیک در ایران برگراز بشه !!! (خیلی خنده داره حتما بخونید)
طبق اخرین اخبار به علت بسته نبودن جاده مسیر دوچرخه سواری که از تهران تا جمکران بود تا حالا 27 تصادف دوچرخه سواران با ماشین گزارش شده است. نیروی انتظامی اعلام کرد از روز اول شروع المپیک تا حالا حدود 450 هزار بدحجاب و بیحجاب را پس از اینکه به تذکرات توجه نکردند بازداشت کرد و بازداشتها هم چنان ادامه دارد. به علت نبودن توالتهای عمومی در سطح شهر تهران تا الان 2350 ترکیدگی مثانه و کلیه گزارش شده که پزشکان مشغول مداوای انان هستند.
در پی حضور تیم اسرائیل در ایران ، ایران المپیک را تحریم کرد و از شرکت در ان خودداری میکند. در مسابقات شنای زنان از حضور مردان جلوگیری شد و برای اینکه در موقع پخش مسابقه شئونات رعایت شود در اب گرد زغال ریختند تا اب سیاه شده و زنان دیده نشوند! در پی این تصمیم قرار شد که برنده مسابقه به قید قرعه کشی انتخاب شود. در مسابقات پرش با نیزه زنان به علت برگزاری مسابقات در یک مکان بسته و پایین بودن سقف انجا تا اکنون 4 نفر از شرکت کنندگان به علت برخورد با سقف ، به سقف پاشیده شدند و امدادگران مشغول جدا کردن این نفرات با کاردک از سقف هستند. به علت سهمیه بندی بنزین مسابقات اتوموبیل سواری و موتور سواری برگزار نشد. در مسابقه دو میدانی در 100 متر به علت چاله چوله بودن سیر از 10 نفر شرکت کننده یك نفر توانست خود را به 5 متری خط پایان برساند! مسابقات کشتی با گرمکن ورزشی برگزار میشود.
در مسابقات اسب سواری ، شرکت کنده ایران به علت نبود اسب مناسب با الاغ شرکت کرد که در پی این اقدام کمیته المپیک این شرکت کنند را به خاطر دوپینگ از مسابقات محروم کرد. پس از برگزاری مسابقات قایقرانی در یکی از رودخانه های رشت بنام گوهر رود تا اکنون 150 نفر از شرکت کنندگان به بیماریهای ناشناخته و اسهال شدید مبتلا شدند. توضیح اینکه فاضلاب رشت در رودخانه گوهر رود میریزد و این رودخانه نیز به نوبه به دریا میریزد
نويسنده
: نويد | تاريخ : 2008/9/9
داستان و ماجراهای خنده دار(طنز): اگر شوهر يک برنامه نويس باشد